گزارشهای تازه درباره «هی ... هر میخواستم بگم فرخی سروده بود :» منتشر شده است. طبق گزارشهای موجود، شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردمماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردمدیدی آن تُرکِ خَتا دشمن جان بود مراگرچه عمری به خطا دوست خطابش کردممنزلِ مردمِ بیگانه چو شد خانهٔ چشمآنقدر... در ادامه با جزئیات کامل این موضوع همراه باشید.
شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردمماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردمدیدی آن تُرکِ خَتا دشمن جان بود مراگرچه عمری به خطا دوست خطابش کردممنزلِ مردمِ بیگانه چو شد خانهٔ چش
برچسب:
نویسنده: آتنا فراهانی
برچسب:
نویسنده: آتنا فراهانی
این یه وبلاگه که فقط و فقط برای خودمهاگه دوست داشتید میتونید مطالبمو که شامل دست نوشته ها و خاطراتمه بخونیداگه دوست داشتید میتونید نظرتونم برام بنویسید------------------------تجدید نظر------------------------دیگه برای من هیچی وجود ندارهدیگه دوست ندارم هیچی برای خودم باشه دوست دارم چوب حراج بزنم به همه چیزماز این وبلاگ که محرم اسرار منه گرفته تا حتی جونم...--------------------------------------------------راستش این روزها ایستادن سخت تر از رفتن شده رفتن هم که خطرناکه چون راه ها زیاد شدنراه ها هم که همش به یه جا نمیرسنپس به کدامین سو بروم ؟--------------------------دفتر اول در تاریخ 14/5/91 بسته شد--------------------------×××× منم ××××--------------------------دوران شیرین زندگیم را دوست دارم خداجون کمک کن تا آخر همینطوری بمونه دوران با منم بودن--------------------------منم:وقتی خودم و منم یکی شدناینجا شد فقط برای خودمی نوخودمی از جنس عشق-------------------------فاصله ی بین من و منم هر روز کمتر میشود اینست منم شدن من و من شدن او -------------------------در شهر خوشبختیدر خیابان زندگی و امید و در کوچه ی ارامش به بن بست منم که رسیدم توقف کردم و زندگیم را از سر گرفتم ...-------------------------شروع دفتر آخر دنیا یه بازی تلخه که ...
برچسب:
نویسنده: آتنا فراهانی